خودکشی
تبلیغات تو هم شبیه منی، ناگزیری و ناچار که درد می کشی از روزهای بالاجبار
تو هم پرنده ی باغی شدی که باغ نبود تو هم دچار جهانی شدی پر از دیوار
آخرین پاداش مرده این است که دیگر نمی میرد ...
اروین یالوم - "وقتی نیچه گریست"
فردای من ... خیلی وقته که گذشته ازش !
آب شد و ریخت روی گونه های من ... مثل دونه های برف
مهم نیست چی میشه بعدش ! این مهمه که هنوز زندم !
من همونم که بعد مرگش ... همه میگن که هنوز زندست
من اشکامو به تو دادم
دیدم چشما همه تو خوابن
قبر ساختم از اتاقم
نفسم هرز شد
بدنم سرد شد
ولی روحمو گرم نگه داشتم رو اجاقم
من همیشه بازنده بودم روی کاغذ
ولی همیشه جلو رفتم توی راهم
این دنیا با من بد بود
تاسم عددش کم بود
هنوز نباختم این قمارو .. نه ... نه ...
نه نرو وایسا ... از چی باید حرف زد ؟!؟
با چی میشه فهمید فرق خوبو از بد ؟
من یادم نرفته اونجایی رو که بودم
ولی باید فراموش کنم جایی رو که هستم
یه کوه عقده، تو این قفس مرده ، که زندگی م جرمه !!!
بعد این شب تاریک نوبت صبحه ... بعد این شب تاریک نوبت صبحه ...
ترسو ترین مسافر، ترانه های خط شکن
نمی رسی به مقصدت ، نمی رسی به قلب من
نمی رسی به این سکوت، تا بشه فریاد گریز
نمی رسی به لحظه ای، که شب بشه ستاره ریز
نمی رسی به سایه ای، که از ستاره دل برید
واسه رسیدن به تو، رو داشتن تو خط کشید !!!
...
تو این، ترانه ی سکوت، بمون اگر که لایقی
بمون، کتاب زندگیت، نداره فصل عاشقی
...
اسم منو خط بزن از، دفتر گریه های شب
تو بی ستاره ای و من، یکی رسیده جون به لب
گذشت از این ترانه خون، توی ای مسافر جنون
بزن به جاده این دلو، تو بهت جاده جا نمون
همیشه نامه های کور، خراب نام مقصده
نمون که نمره هراس، نمره صفر ممتده
...
تو این ترانه سکوت، نمون اگر که عاشقی
بزن به جاده این دلو، رسیدنو تو لایقی
...
«رضا یزدانی»
اوّل قصّه ات یکی بودم
بعد، آنکه نبود خواهم شد
گریه کردی و گریه خواهم کرد
دیر بودی و زود خواهم شد
مثل سیگار اوّلت هستم
تا ته ِ قصّه دود خواهم شد
...
سیدمهدی موسوی